09194127724
info@safaramooz.com

روشها بالا بردن اعتماد به نفس

روشها بالا بردن اعتماد به نفس

روشها بالا بردن اعتماد به نفس

جزئیات

همه ی مردم در آرزوی داشتن اعتماد به نفس هستند. هنگامی که از آنها می پرسید برای چه موفق نمی شوند، می گویند" من اعتماد به نفس کافی ندارم" خوب توجه کنید. اعتماد به نفس چیزی نیست که در مغازه ها به فروش برسد. شما باید اعتماد به نفس را در خود بسازید. اعتماد به نفس چیزی جز احساس قدرت نیست. این احساس همیشگی نیست. تا کنون کسی را ندیده ام که همواره احساس قدرت کند، اما موفق ترین فرد کسی است که بتواند این حس را در مواقعی که بدان نیاز دارد در خود به وجود بیاورد

20 مرداد 1397

روشهای بالا بردن اعتماد به نفس 


همه ی مردم در آرزوی داشتن اعتماد به نفس هستند. هنگامی که از آنها می پرسید برای چه موفق نمی شوند، می گویند" من اعتماد به نفس کافی ندارم" خوب توجه کنید. اعتماد به نفس چیزی نیست که در مغازه ها به فروش برسد. شما باید اعتماد به نفس را در خود بسازید. اعتماد به نفس چیزی جز احساس قدرت نیست. این احساس همیشگی نیست. تا کنون کسی را ندیده ام که همواره احساس قدرت کند، اما موفق ترین فرد کسی است که بتواند این حس را در مواقعی که بدان نیاز دارد در خود به وجود بیاورد. 
به خاطر داشته باشید حس اعتماد به نفس چیزی جر حالت فکری و جسمی شما نیست و شما مانند تمام احساس های دیگر می توانید آن را تغییر دهید و یا در زمان لازم آن را به وجود آورید. مهم نیست در پیرامونتان چه رخ داده است. این حس هر زمان که بخواهید در اختیار شماست. 
برای به وجود آوردن حس اعتماد به نفس سه شیوه وجود دارد که می توان در هر زمان از آنها بهره گرفت: 
1-    استفاده از ابزار جسم.هر حسی تا کنون داشته اید – ترس، عصبانیت، توجه، افسردگی یا خوشحالی- حاصل نحوه ی به کار گرفتن جسم تان است. تنها با حرکت است که می توانید حسی را که در خود به وجود می آورید: نحوه ی تنفس، حالت های چهره، شکل راه رفتن یا ایستادن و نحوه یبه حرکت در آوردن اعضای بدن تان همه  در احساسی که اکنون دارید مؤثرند، بنابراین اگر اعتماد به نفس ندارید، سریع ترین روش برای ایجاد این حس تغییر حالت جسم تان است. 

بخشی از سمینار موفقیت نامحدود به برطرف کردن ترس اختصاص دارد . هدق ما اینست که نشان دهیم چگونه می توان هر ترسی را در یک لحظه از بین برد و برای این کار در انتهای سمینار با پای برهنه به روی بستری از آتش راه می رویم. چگونه ؟ شیوه ی کار من اینست که از شرکت کنندگان می خواهم بدن شان را به شکلی که احتمالا تا کنون امتحان نکرده اند حرکت دهند. احساس بد به واسطه یتحرک بد ایجاد می شود. شیوه ای که بدنتان را به حرکت در می آورید، نحوه ی تنفس تان، حالت چهره و شکل ایستادن تان فورأ بر احساس و تفکر شما تاثیر می گذارند. بنابراین اگر به اعتماد به نفس نیاز دارید باید به شکلی حرکت کنید که این اعتماد را به وجود آورد. در واقع خود را در منحنی قدرت به سطح ده یا بیشتر برسانید. 
من از افراد شرکت کننده می خواهم به سمت آتش بروند. اغلب شان می گویند: " اوه، خدا جان! تصور نمی کنم بتوانم این کار را بکنم! و من می گویم: " من هم اگر با این لحن صحبت می کردم مسلمأ نمی توانستم تصور کنم که قادرم این کار را انجام دهم. بلند شو! نفس عمیق و محکم بکش! عمیق تر و محکم تر! و با قدرت بازدم خود را بیرون بده! می خواهم بگویم " می توانم " برخی می گویند " اوه، نه" ولی من فریاد می کشم " بگو می توانم! دوباره بگو، می توانم!" و طولی نمی کشد که آنها در خود قدرتی فراتر از باور حس می کنند و من می گویم: " برو جلو" و همه با هم از روی آتش رد می شویم. شاید جنون به نظر برسد اما این روش اعتماد به نفسی باور نکردنی به وجود می آورد. کسانیکه تنها یک لحظه ی پیش از آتش می ترسیدند حالا اعتماد به نفس لازم جهت راه رفتن با پاب برهنه از روی آتش را دارند و این تفاوت، تنها با تغییر تفکر و احساس آنها به کمک دگرگون کردن شیوه های حرکت بدن شان به دست آمده است. 
من در تمام سمینارهایم ، از تمام بدنم برای حرف زدن کمک می گیرم زیرا اگر قرار بود نوشته هایم به تنهایی قدرت داشته باشند، آنها را به شیشه می چسباندم تا همه آنها رات بخوانند، اما من با حالاتی که به خود می گیرم حس اعتماد را در دیگران به وجود می آورم. شما می توانید مطمئن باشید که با کمک بدن تان به هر نتیجه ای که مایل باشید خواهید رسید. زمانیکه افرادی دارای اعتماد به نفس را می بینید، حتی بدون اینکه آنها یک کلمه سخن بگویند اعتماد به نفس شان را حس می کنند. این طور نیست؟ در واقع رفتار و حرکت شان با شما صحبت می کند. نحوه ی سخن گفتن بخوبی نشان دهنده ی اعتماد به نفس یا عدم اعتماد به نفس است. اگر در سمینارهایم این گونه صحبت خود را آغاز کنم: " ام...ام... من ... تونی رابینز نام دارم و ...ام و ...آیا شما می توانید به حرفهایم اعتماد کنید؟ ممکن است بگویید: " خدایا کی از دست این آدم خلاص خواهم شد! " یا اینجا چه خبر است، یک معتاد را برای سخنرانی آورده اند؟ با این شکل حرف زدن من به هیچ عنوان نمی توانم با شما راتباط برقرار کنم. 
توانایی من در سمینارهایم به این دلیل است که به نتایج آن اعتقاد دارم. اگر چنین نبود شما هم اکنون مشغول خواندن این سطور نبودید. اما همیشه این طور نیست. من نمی توانم همواره از نتیجه ای که به دست می آورم مطمئن باشم. آیا شما نیز در چنین شرایطی قرار گرفته اید؟ من در چنین اوقاتی به شکلی عمل می کنم که انگار می دانم در آینده چه خواهم شد. این روش، شیوه ی مناسبی است.ممکن است بگویید من که نمی توانم از آینده خبر داشته باشم، اما باید بدانید اگر از نتایج کارتان مطمئن باشید می توانید شایستگی خود را به نمایش بگذارید. اما اگر شایسته باشید ولی اعتماد به نفس نداشته باشید هرگز موفق نخواهید شد. همواره در جهان انسان های شایسته و لایقی هستند که تنها به دلیل نداشتن اعتماد به نفس در زندگی سر سوزنی موفق نمی شوند. آنچه به شما توصیه می کنم تأثیر فوق العاده ای در کسب اعتماد به نفس دارد، پس آن را به کار بگیرید تا بیاموزید از شایستگی و توانایی خود به نتایجی برسید که بدانها نیاز دارید.
هر قدر بیشتر به اعتماد به نفس دست یابید از آنچه به دست می آورید شگفت زده خواهید شد. پس امتحان کنید، سعی کنید جسم تان را در حالتی قرار دهید که به شما اطمینان می بخشد. چگونه ؟ همین الان بلند شوید. تنبلی نکنید! احساس کنید من در آنجا حضور دارم. نفس های عمیق و بلند بکشید. عمیق تر. حالا خوب فکر کنید و یکی از کارهایی را که به بخوبی از عهده اش برآمده اید به خاطر آورید. هر کاری، هر چند به نظر کوچک و بی اهمیت. حالا درست همانگونه که در آن لحظه حرکت می کردید، حرکت کنید. حالت چهره تان را به همان شکل درآورید. در هر موردی که دوست دارید شروع به صحبت کنید. دست هایتان را حرکت دهید، کلمات را با اعتماد کامل و محکم ادا کنید. به خاطر داشته باشید شیوه ای که سخن می گویید در احساسی که در مخاطب تان به وجود می آورید بسیار مؤثر است، پس با لحن کسی سخن بگویید که به آنچه می گوید اطمینان دارد.  قدرت را در وجودتان حس کنید، مهم نیست سخنان تان تا چه اندازه جذاب و دلنشین باشد، لحن صدای شماست که تعیین می کند حضار به آن گوش کنند یا خیر. 
با حرکت بدن تان قادر خواهید بود به همان اعتماد به نفسی که بدان نیاز دارید دست یابید. جسم ابزار فوق العاده ای است. می توانید با کمک آن در یک لحظه احساس خود را تغییر دهید و از ناراحتی به خوشحالی یا از ترس به قدرت دست یابید. مهم نیست چند لحظه قبل چه احساسی داشتید. اگر می خواهید اعتماد به نفس خود را از دست دهید شل و ول حرکت کنید و با بی میلی حرف بزنید. ظرف مدت کوتاهی نه تنها احساس کسالت می کنید بلکه دقیقا به این نتیجه می رسد که نمی توانید هیچ کاری صورت دهید. این اصل را به خاطر بسپارید: با به کار گفتن جسم تان می توانید خود را در حالتی قرار دهید که احساس قدرت و اعتماد به نفس نمایید. مهم نیست قبلا چه بر سرتان آمده است: مهم نیست شرایط شما تا چه حد دشوار است: مهم نیست اوضاع تا چه اندازه وحشتناک به نظر می رسد: شما می توانید اعتماد به نفس داشته باشید. 
هیچ وقت به خود نگویید من اعتماد به نفس کافی ندارم. اگر احساس می کنید اعتماد به نفس ندارید باید بدانید اعتماد به نفس چیزی نیست که کسی آن را در بسته بندی به شما تقدیم کند و یا اینکه آن را قبلا داشته اید و اکنون از دستش داده اید. اعتماد به نفس را باید در خود، در وجودتان بسازید. با شیوه ی صحبت کردنتان و حرکت تان و یا حالت چهره تان. 

2-    تمرکز فکری خود را کنترل کنید. به خاطر داشته باشید فکر خود را بر هر متمرکز کنید همان احساس را خواهید داشت، بنابراین اگر مرتب راجع به این فکر کنید که چرا اوضاع آنگونه که شما می خواهید پیش نمی رود، یقینا  نخواهید توانس اعتماد به نفس داشته باشید. 
هر چه بر آن تمرکز کنید همان را به دست می آورید. اگر همواره تمامی فکر خود را بر کارهایی متمرکز کنید که عملی نشده اند و ناراحتی زیادی را که به آنها نسبت داده اید در خود بیابید، خیلی زود به حس پیشگویی منفی دست پیدا می کنید. پیشگویی منفی چیست؟ بگذارید یک مثال ساده بزنم: 
لابد برای شما هم پیش آمده است که قبل از شروع کاری مطمئن باشید حتما اتفاق ناگواری رخ خواهد داد و درست هم همینطور شود. این قضیه هیچ ربطی به ماوراء الطبیعه ندارد. آنچه موجب این پیشامد ناگوار می گردد، کارهایی است که شما به طور ناخودآگاه در جهت فراهم آوردن شرایط این رخداد انجام می دهید. خودتان امتحان کنید، لطفا درباره ی چیزی فکر کنید که می خواهید در آینده رخ دهد. چه احساسی دارید؟ بسیار خب، حالا از این حالت بیرون بیایید و راجع به همین قضیه به گونه ای فکر کنید که انگار مطمئن هستید حتما رخ خواهد داد. می خواهم با تمام وجود مطمئن باشید که چنین پیشامدی به وقوع خواهد پیوست. 
به تصاویری که در ذهن تان نقش می بندد خوب دقت کنید. با دفعه ی پیش چه تفاوتی دارند؟ آیا تغییری در حالات جسم تان حس می کنید؟ تصور می کنم پاسخ تان مثبت است. 
وقتی از مردم می پرسم زمانیکه فقط امیدوارند اتفاقی رخ دهد با هنگامیکه مطمئن اند این اتفاق رخ خواهد داد چه تفاوتی دارد، می گویند: " خب من متوجه شده ام که وقتی فقط امیدوارم بودم، تصاویر آینده هنوز تیره و تار بود" برخی می گویند تصاویر ذهنی شان خاکستری یا سیاه و یفید بوده، یا اینکه با تجسم آینده دو تصویر در ذهن داشته اند: در یکی خود را موفق می دیدند و در دیگری شکست خورده. اما وقتی اطمینان داشتند، تنها یک تصویر در پیش چشم شان بود: تصویر پیروزی. جالب است، نه ؟ وقتی که وقوع رخدادی ایمان دارید تمام فکر شما متوجه آن خواهد شد و چون به تحقق آن یقین دارید، احساس اعتماد به نفس خواهید کرد. زمانیکه ایمان دارید اتفاقی رخ خواهد داد بی اختیار زمینه را برای رخ دادن شان مهیا می کنید. اغلب مردم می گویند زمانیکه فقط امید داشتم غیر فعال بودم اما زمانیکه به وقوع آن یقین پیدا کردم تنها در انتظار رخ دادن چنین اتفاقی نبودم بلکه خود دست به کار شدم. آیا چنین چیزی در مورد شما هم صحت دارد؟  هر آنچه برآن تمرکز کنید امکان وقوع آن را بیشتر می کنید زیرا مغز هماهنگی های متفاوتی برقرار می کند. مغز می گوید این اتفاقی است که حتما باید رخ دهد و اگر من این کارها را بکنم از زندگی لذت بیشتری خواهم برد. درست مثل این است که شما برای رسیدن به مقصدی که معلوم است، باید مسیری را طی کنید.رسیدن به مقصد حتمی است: تنها کاری که شما باید بکنید طی کردن جاده است. 
زمانیکه فقط امیدوارید آن اتفاق رخ دهد، مغز نمی داند چه باید بکند، احساس اطمینان نمی کند: اما اگر یقین داشته باشید با تمام وجود بر این کار متمرکز می شوید. مغز می گوید نتیجه مشخص است. من فقط باید آن را پیگیری کنم. اعتماد به نفس شما بالاست و احساس می کنید سرشار از انرژی هستید. 
پس باید بر تمرکز فکر خود مسلط باشید، در فصل های قبل گفتیم که برای این کار باید سوال بپرسید. تمرکز شما را، سوالاتی که از خود می کنید تعیین می کند.البته افراد شکاک هم زیاد سوال می پرسند اما این سوالات به این شکل است: " آیا واقعا می توانم موجب تغییر این وضعیت شوم؟ " 

چنین سؤالاتی هیچ کمکی به شما نخواهد کرد بلکه برعکس با ایجاد شک و تردید به اعتماد به نفس تان ضربه می زند. بهتر است از خود بپرسید: " بهترین شیوه برای اینکه این کار را انجام دهم کدام است؟" با این سوال می توانید مطمئن باشید که به این هدف خواهید رسید و بهترین و کوتاهترین راه را انتخاب خواهید کرد. علاوه بر این، در طول راه از مسیر خود نیز لذت می برید. پس با سؤالات خود می توانید این پیش زمینه را در ذهن ایجاد کنید که این کار عملی است و موجب می شود از اعتماد به نفس لازم برخوردار شوید. 
3-    سومین روش برای ایجاد حس اعتماد به نفس، تغییر دادن عقاید اصلی تان است. اگر اعتقاد شما بر این باشد که تنها می توانید در کارهایی که قبلا انجام داده و از آنها نتیجه گرفته اید به حاصل کار اطمینان داشته باشید، تعداد کارهایی که در انجام شان احساس اعتماد به نفس می کنید بسیار محدود است. 
برخی می گویند" خب، چطور می توانم مطمئن باشم در این کار موفق می شوم و به نتیجه ای می رسم که تاکنون به آن دست نیافته ام؟ " خود من در انجام هر کاری، حتی کارهایی که قبلا انجام شان نداده ام، کاملا به نتیجه یکار اطمینان دارم و می دانم یقینان موفق خواهم شد، زیرا معتقدم هر کاری که در تصور انسان بگنجد عملی است و من می توانم آن را انجام دهم. من ایمان دارم اگر خود را جهت انجام این کار متعهد بدانم، حتما راهی برای موفقیت خواهم یافت، مهم نیست شرایط تا چه اندازه سخت و دشوار به نظر رسد. اگر بدانم قبل از من حتی یک نفر این کار را انجام داده است، خود را قادر به انجام این کار خواهم دید. چنین حالتی به من اجازه می دهد اعتماد به نفس خود را حفظ کنم و ازآن برای رسیدن به هدفم بهره گیرم. 
خوب فکر کنید، هر مهارتی را که اکنون دارید و هر کاری را که امروز براحتی انجام می دهید، روزی برای اولین بار تجربه کرده اید.
زمانی این کار را هم برای اولین بار شروع کردید پس چرا برای انجام کارهای جدید دچار تردید می شوید ؟ من مطمئنم در هر کاری موفق خواهم شد زیرا به خود می گویم: " ببین، حتی اگر همه چیز آن طور که تو می خواهی پیش نرود حتما چیزی یاد گرفته ای و همین موجب می شود احساس خوشی و موفقیت کنی. چون آموختن موجب می شود در آینده بهتر عمل کنی. " 


برگرفته از کتاب موفقیت نامحدود ، نویسنده : آنتونی رابینز

مقالات اموزشی سفر مرتبط